کنار پنجره می آیم
نسیم تبسمتان جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

واسه دل خودم

گروه عمومی · 20 کاربر · 1897 پست
هادی
هادی
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

هادی
هادی
مرغ دل مــا را ، كه به كس رام نگردد

آرام توئی

دام تــوئی

دانه توئـــی تــو..❤️


هادی
هادی
آهنگ پروفایلمو عوض کردم :D
قبلا سنگ صبور چاوشی بود الآن زخم زبون چاووشیه {-15-}

هادی
هادی
یه عکس بفرستم گوشیاتونو گاز بگیرین :دی

هادی
هادی
حیوونات نادر رو هیچ وقت شکار نکنید
چون نادر ناراحت میشه {-7-}

shadi
shadi
نیازمندیم به یک نفر که
حواسش شش دانگ جمع ما باشد
فقط وقتی که
از سر دلتنگی بهانه می کنیم
چند کلام حرف بی ربط را!


دیدگاه
· 1396/06/4 - 19:40 در واسه دل خودم توسط موبایل · ۶ موافق

هادی
هادی
نمک را نمک فروش؛ میفروشد
نان را نانوا !

اما شخصیت انسان را کسی نمیفروشد.
بلکه شخصیت را هرکس برای خودش میسازد و درست ساختنش با ارزش تر از همه چیز یست ‌.
ارزش دادن به شخصیت های عالی یعنی ارزش دادن به انسانیت ..

انسانم آرزوست

هادی
هادی
کجاست بارشی!
از ابر مهربان صدایت ؟

که تشنه مانده دلم،
"در هوای زمزمه هایت"

به قصه ی تو هم امشب!
"درون بستر سینه"

هوای خواب ندارد !
"دلی که کرده هوایت "

هادی
هادی


حمّال تبریزی که بود؟

فرد بیسوادی در تبریز زندگی می کرد
و تمام عمر خود را در بازار به حمالی و بارکشی گذرانده بود تا از این راه رزق حلالی بدست آورد.
یک روز که مثل همیشه در کوچه پس کوچه های شلوغ بازار مشغول حمل بار بود، برای آنکه نفسی تازه کند، بارش را روی زمین می گذارد و کمر راست می کند. صدایی توجه اش را جلب می کند؛
می بیند بچه ای روی پشت بام مشغول بازی است و مادرش مدام بچه را دعوا می کند که ورجه وورجه نکن، می افتی!
در همان لحظه بچه به لبه بام نزدیک
می شود و ناغافل پایش سر می خورد و به پایین پرت می شود.
مادر جیغی می کشد
و مردم خیره می مانند.
حمال پیر فریاد می زند "نگهش دار !"
کودک میان آسمان و زمین
معلق می ماند، پیرمرد نزدیک می شود، به آرامی او را میگیرد و به مادرش
تحویل می دهد.
جمعیتی که شاهد این واقعه بودند همه دور او جمع میشوند و هر کس از او سوالی می پرسد:
یکی می گوید تو امام زمانی،
دیگری می گوید حضرت خضر است.
>> ادامه در دیدگاه اول

هادی
هادی
چه بلایی است.. غم انگیزتر از این، من بار سفر بستم و یک شهر نفهمید..!

هادی
rps20170816_205140.jpg هادی
وقتی شادی اعصاب نداره :D

هادی
هادی
همه چیز بستگی به حال و هوای دلت داره......
حال دلت که خوب باشد
آدمها همه شان دوست داشتنی اند ..
حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی می شود
که لحظه ای پا از روی پدال برداری و بتوانی فکر کنی به امروزت،
که با دیروزت چقدر فرق داشتی؟!
حال دلت که خوب باشد ...
می شوی همبازی بچه ها؛
برای عزیزانت همیشه وقت داری
و یک دنیا مهربانی در چهره ات نهفته است؛

هادی
هادی


با شماستا عین چی نشستین دارین منو نگا میکنید خب یه شوخی بکنید دیگه :|

هادی
هادی
کردم از
"دین و"
"دل و"
"هوش و"
"خرد"
قطع نظر
من همان روزی که دیدم
"چشم ِ عیار ِتو را"...


هادی
mzch_index.jpeg هادی
دست به دست کنین برسه به فائزه ::
فائزه یه فرصت دیگه بهش بده

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو