کنار پنجره می آیم
نسیم تبسمتان جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

واسه دل خودم

گروه عمومی · 23 کاربر · 2004 پست
هادی
هادی
‏از بس رفتم توی دیجیکالا قیمت دیدم و چیزی نخریدم،

چند روزه هر چی میخوام وارد شم








پیغام میده: "برو داداچ پدرمونو در آوردی بخر نیستی

هادی
هادی
گینه گلدی رمضان هامی مسلمان اولاجاق
دین اسلام اوجالوب خلق نماز خوان اولاجاق

گله جک غیرته فاسق، اولاجاق اهل تمیز
ایتدیقی معصیته جمله پشیمـان اولاجاق

بیر محرمده چخیب شاهقلی بو مسجد دن
بیرده بو آیدا گلـوب داخل ایوان اولاجاق

روزه سین میل ایلینلر چیخاجاقلار سفـره
ایله بیر هاموسی زوار خراسان اولاجاق

او آداملار که ائدیب میلته چوخ جور و ستم
هامیسی بیر گئجه ده قاری قرآن اولاجاق

هیچ گناه اولماسا بسدور بیزه بو صوم و صلات
قبر ایچینده بیزه او حایل سوزان اولاجق

هادی
1365733116561.jpg هادی
در جواب اینکه میپرسند هنوز تنهایی یا نه. باید گفت: خسته تر از آنم که دوباره خودم را به کسی یاد بدهم...!

هادی
هادی
آدمها ساعت شنی نیستند که سروتهشان کنیم،
دوباره از اول شروع شوند
آدمها گاهی تمام می شوند
مواظب دل آدمها باشیم...

از آرت لند [لینک ]

هادی
هادی
با شب گفتـم گـر به مــَهَ‌ت ایمـان‌ست

ایـن زود گـذشتـنِ تــو از نقصـان‌ست

شب‌ روی به من کرد و چنین عذری گفت

مـا را چه گُنـه چو عشــق بی‌پایان‌ست


هادی
هادی
من
آدم
بدی
شده ام یا تو ای خداااااا
دیگر
شبیه
قبل به داااااادم نمیرسی

هادی
هادی
شکوفه های بهاری دوباره می خندند
تبسم گل زیبا به خاطر من و توست

تمام چلچله ها، شعر عشق می خوانند
و شعر چلچله ها تنها به خاطر من و توست

بدوم صنعت اغراق بنده می گویم
که آفرینش دنیا به خاطر من و توست

شعر: علی رفیعی

هادی
karnameh01.png هادی
پروژه جدید {-7-}

هادی
هادی
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم

به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را

به یاد یار دیرین کاروان گم کرده رامانم

که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را

بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی

چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را

چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی

که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را

سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل

خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را

نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده

به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را

به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان

خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را

نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن

که از آب بقا جویند عمر جاودانی را

هادی
5726f44e5afb1588df7ab49d81a5cc86-425.jpg هادی
پر از شرح....

هادی
هادی
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد ، تو برو خود را باش هر کسی آن دروَد عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هوشیار و چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
سلام.دلم برای ساینا تنگ شده بود.{-29-}{-29-}

هادی
هادی
و اما زندگی همچنان در جریانه . . . [لینک ]

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
بعضی موقعیت ها حالا نه سخت ها!باعث میشن دوستان واقعی تشخیص داده بشن.تو این مدت به کسایی که خیلی دوستشون داشتم از صمیم قلب خواستم کمک کنم.ولی خودشون به هیچ وجه حاضر نبودن کمک منو قبول کنن.چون دیدشون کوتاهه.و جالبه که یکیشون طلبکارم هست.و فکر میکنه میتونه هر کاری دلش خواست با من بکنه.{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}{-29-}

هادی
هادی
چون آب به جویبار
وبادبه دشت
روزی دگر
از عمرمن و توبگذشت
ای دوست بیاغم دو
چیزنخوریم
روزی که نیامدست
و روزی که گذشت

صفحات: 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو