کنار پنجره می آیم
نسیم تبسمتان جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

واسه دل خودم

گروه عمومی · 20 کاربر · 1897 پست
سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
استاد یعنی استادمون که سر کلاس بهشون خبر میدن مادرشون سکته ی مغزی کردن.{-60-}ولی تا پایان کلاسو ادامه میدن.دانشجو هم یعنی من که قراره تفسیر ببرم عکس میگیرم از کتاب تفسیر{-29-}میبرم.

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
بابا شنبه میخواست بره مسافرت.اما دکترش گفتن باید بیای برا شیمی درمانی.هیچی سخت تر از گریه ی پدر نیست.{-60-}

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
دانیال با مامانش داشتن با همدیگه کل کل میکردن.محمد معین در کمال آرامش نشسته بود{-23-} نگاهشون میکرد بیسکوییت میخورد.{-29-}

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
دورهمی شروع شده.{-29-}

سیده شهید حجّاری
photo_2016-11-02_18-46-43.jpg سیده شهید حجّاری
همدیگر را یافتن هنر نیست ...

هنر این است

که همدیگر را گم نکنیم ...

آدمهای سادہ بی هیچ دلیلی

دوست داشتنی هستند

سادگی شیک ترین ژست دنیاست..

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
من ار آدم های مغرور میترسم...!

از آن ها که نقاب سرسختی به چهره دارند ولی فقط خود خدا میداند چقدر آشفته حال اند.....
آن ها که همه قضاوتشان میکنند به بی رحمی، ولی زیباتر از همه مهربانی میکنند....
از آدم های مغرور میترسم...!
همان هایی که کم حرف بودنشان، برچسب#غرور میخورد...
و حجم تنهایی شان را احدی درک نمیکند...!
من از سکوت این آدم ها میترسم!
سکوت، آدمی را خفه میکند پشت حصار یک دنیا حرف ناگفته...
من از طوفان حکایتهای مگویشان، ....!(مشخصات خودم)

من از خودم میترسم...!



د!!!!!
...
...

سیده شهید حجّاری
photo_2016-11-01_20-14-43.jpg سیده شهید حجّاری
بی صبری
شخص را از هیچ رنجی نمی رهاند
بلکه
درد جدیدی است که
انسان برای از پا در آوردن
و نابود ساختن خویش
بر سایر دردهای خود می افزاید.

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
رفته بودم امام زاده صالح(علیهم السلام)1پیرمردی اومد کنار دستم نشست.بعد با کلی عذرخواهی پرسید اینجا زن صیغه میکنن؟{-16-}گفتم نمیدونم حاج آقا باید از خادما بپرسین{-15-}بعد گفت آخه پولمم کمه.{-60-}ا1پسر جوونه پرسید پسره برگشت یواشی گفت100سالشه میخواد بره زن صیغه کنه.{-29-}بعد هر کی میومد رد میشد ازش میپرسید.{-29-}

سیده شهید حجّاری
photo_2016-10-31_21-16-19.jpg سیده شهید حجّاری
اگر میخواهید بعد مرگتان فراموش نشوید

یا چیزی بنویسید که قابل خواندن باشد
یا کاری انجام دهید که قابل نوشتن باشد

سیده شهید حجّاری
photo_2016-10-31_20-29-17.jpg سیده شهید حجّاری
اگر نميدانيد به کجا ميرويد؛

به هيچ کجا نخواهيد رسيد....

مارک فيشر

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
از فردا دیگه درس میخونم.چون2شمبه امتحان دارم مجبورم.{-29-}{-29-}{-29-}

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
خوشبختی یعنی آدم نهار مهمون دوستش باشه.{-29-}{-185-}

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
بعد از بیست و اندی سال هوس کردم سری بزنم به آن خیابان خاطره انگیز...!
به آن پارک و نیمکت همیشگی مان..
به آن روزها که تنها اتفاق خوشایند زندگی مان بود..

یک عصر پاییزی بود و آسمان دلش گرفته بود..!
از دور دیدم که کسی نیمکت دونفره مان را تصرف کرده!! گام تند کردم بروم بر سرش آوار شوم که : آهای غریبه! بلندشو از ملک خاطره های من!!
اما...
شناختمش...
شناختمش آشنای دیروز زندگی ام را..
پیر شده بود! خیلی پیر!!!!
روی همان نیمکت نشسته بود و چشم از آسمان بر نمیداشت..!
خواستم بی تفاوت از کنارش رد شوم و اصلا به روی خودم نیاورم که این غریبه آشنا یک روز همه زندگی من بوده ست.....
اما پاهایم فرمان توقف داد در چند قدمی اش...!
از نزدیکتر که نگاهش کردم، چین و چروک های کنار چشمانش توی ذوق میزد!! اما هنوز جذاب بود..
انگار اصلا جذابیتش دوچندان شده بود...

در عوالم خودم بودم، که سنگینی نگاهی رشته افکارم را پاره کرد!
چشم در چشم هم که شدیم، باورم شد که روزگار نامردتر از این حرفهاست..
جفتمان سعی در کنترل ریزش احتمالی

سیده شهید حجّاری
photo_2016-10-26_22-06-39.jpg سیده شهید حجّاری
اگر جرأت گفتن حرف حق را ندارید؛

حداقل برای آنهایی که حرف ناحق می زنند، دست نزنید...!

ماهاتما گاندی

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
چقدر میخواهید بخوابید؟

آیت الله مجتهدی تهرانی(رحمه الله علیه):
استاد ما حضرت حاج شیخ علی اکبر برهان (رحمه الله علیه) مےفرمودند: آن قدر درقبر بخوابیم که استخوان هایمان بپوسد، یك شب هم بلند شو ببین چه خبر است.

پیامبر اکرم صلےالله علیہ وآله و سلّم
می فرمایند:

«وقتی بنده ای از خواب شیرینش و از رختخوابش برخیزد در حالیكه خواب آلود است،» برای این كه به سبب نماز شبش می خواهد كه خداوند را راضی كند،

خداوند متعال به سبب آن بنده ، بر ملائكه مباهات می کند و می گوید :
این بنده ام را می بینید كه بلند شده و خواب شیرینش را ترك كرده تا كاری را انجام دهد كه بر او واجب نكرده ام؟
شاهد باشید كه من او را آمرزیدم .

صفحات: 10 11 12 13 14

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو