کنار پنجره می آیم
نسیم تبسمتان جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

واسه دل خودم

گروه عمومی · 20 کاربر · 1896 پست
هادی
هادی
آیا تا حالا مرگ خودتو دیدی؟

هادی
هادی

هادی
هادی
نتیجه ی اجبارات مذهبی چه بوده است؟

تبدیل نیمی از جهان

به انسان های نادان

و نیمی دیگر

به انسان های ریاکار



تا درمورد دینتون تحقیق نکردین به نظر من مسلمون نیستین سعی کنید خودتون دنبال فهمیدن بعضی چیزا از دینتون باشید نزارین دینی که خانواده انتخاب کردن دینتون باشه

هادی
هادی


سیگار؟ - نه قربونت تو تركم

هادی
هادی


زِ همه دست کشیدم که باشی همه ام...


هادی
هادی
یکی به فکر منه من به فکر یکی دیگم بعد یکی دیگه هم به فکر یکی دیگس :| عجب دنیای پیچیده ای شده

هادی
هادی
با حال خراب، کار دارم هرشب
با خاطره ات قرار دارم هرشب

وقتی که به دردتان نخوردم یعنی
من یک دل بی بخار دارم هرشب!

هادی
هادی
كاش میشدقلب ما از یاس بود
تك تك گلبرگ آن احساس بود

پاك وسبز وساده وبی ادعا
كاش میشد بهتراز الماس بود

كاش میشد عشق راتفسیركرد
عاشقی را بامحبت سیر كرد ...

هادی
هادی
‏ایهام فقط اسم الی.
معلوم نیست الهامه،النازه،المیراس،الیکاس،الیناس،الهه س و ...

هادی
هادی
گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازی
گفت حق است که با آتش ما دم سازی

گفتم این عدل نباشد که دلم ریش شود
گفت این سادگی توست که دل می بازی



هادی
هادی

هر که غیب دگران پیش تو آورد شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

هادی
هادی
ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!
ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...
ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...
ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...
ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...
ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...
ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...
ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...
ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...
ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...
ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پايين...


ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!!!...

@artlland
معینی کرمانشاهی

هادی
IMG_20170901_193638.jpg هادی
این قلب ترک خورده ی من
بند به مو بود...

من عاشق او بودم و او
عاشق او بود...!


هادی
هادی
سلام صبح شما بخیر
روز عرفه، روز معرفت،
روز زدودن قلب از غبار عصیان
و روز خدا و خدایی شدن است.
روز عرفه، روز رویش گلستان رحمت،
روز نگین انگشتری ذی الحجه
و روز دعا و استجابت دعا است

هادی
هادی
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو