کنار پنجره می آیم
نسیم تبسمتان جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

واسه دل خودم

گروه عمومی · 24 کاربر · 2017 پست
هادی
هادی

هادی
هادی

حقا که غمت از تو وفادارتر است

هادی
هادی


بس حلقه زدم بر درو حرفی نشنیدم من هیچ کسم یا که درین خانه کسی نیست

هادی
هادی
روبیکارو زدم حجت اشرف زاده داره پخش میکنه خیلی باحاله انصافا دارم کیف میکنم :دی رایگانم که هس خیلی حال میده

هادی
هادی
احساس میکنم آیکون آخرین فید ها عوض شده شمام همچین احساسی دارین؟ {-36-}

هادی
هادی


خدایا، می دانم زمان زیادی است به درگاهت دعا نكرده ام.
راستش مطمئن نیستم هنوز به حرف هایم گوش می كنی یا نه!

اما حال و روزم را می بینی,حالتم بحرانی است.
به من یا عشقی حقیقی بده تا از این دلزدگی و فشار نجات پیدا كنم
یا كاری كن چنان بی احساس بشوم
كه بی عشق زندگی كردن برایم مهم نباشد.

ملت عشق

هادی
هادی
آری! هوا خوش است و غزل‌خیز در بهار
باریده است خنده‌ی یک‌ریز در بهار
از باد نوبهار -حدیث است- تن مپوش
باید درید جامه‌ی پرهیز در بهار
اما خدا نیاورد آن روز را که آه!
گیرد دلی بهانه‌ی پاییز در بهار
بی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟
چندین دروغ مصلحت‌آمیز در بهار
با دیدنم پر از عرق شرم می‌شوند
گل‌های شادکام دل‌انگیز در بهار
می‌بینم ای شکوفه که خون می‌شود دلت
از شاخه‌ی انار میاویز در بهار


هادی
هادی

چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟
که ما ز عشق تو زار و تو عاشق دگرانی

نشسته‌ام که بجویی مرا، خیال نگه کن
مگر به روز بیاییم و گرنه کی تو بخوانی؟

ز دوری تو چنان گشته‌ام ضعیف و شکسته
که گر ز دور ببینی مرا، تو باز ندانی

تو آفتاب و من آن ذره‌ام ز پرتو مهرت
که از دریچه درآیم، گرم ز کوچه برانی

مرا به عشق تو دشمن چرا معاف ندارد؟
گناه چیست کسی را؟ محبتست و جوانی

ز راه دور دویدم برت، ستیزه رها کن
غریبم آید از آن رخ، که بر غریب دوانی

اگر به کوی تو آییم ساعتی به تماشا
سبک مدو به شکایت، که می‌برم به گرانی

بدین صفت که من آویختم به چنبر زلفت
اگر دو هفته بمانم ز چنبرم نرهانی

چو بر سفینهٔ دل نقش صورت تو نبشتم
بسان صورت پاک تو پر شدم ز معانی

به پیش دوست دریغا! که قدر خاک ندارد
حدیث من، که چو آبی همی‌رود ز روانی

شکسته شد تنت، ای اوحدی، ز بار غم او
نگفتمت: ز پی او مرو، که زود بمانی؟


هادی
هادی
وقتی قشنگترین و عزیزترین آرزویت،عمیق ترین سکوت زندگیت می شود،
دل به تنهاییت بده ...

هادی
هادی
تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست

غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست



اسیر گریه ی بی‌اختیار خویشتنم

فغان که در کف من اختیار باید و نیست



چو شام غم دلم اندوهگین نباید و هست

چو صبحدم نفسم بی‌غبار باید و نیست



مرا ز باده ی نوشین نمی‌گشاید دل

که می به گرمی آغوش یار باید و نیست



درون آتش از آنم که آتشین گل من

مرا چو پاره ی دل در کنار باید و نیست



به سردمهری باد خزان نباید و هست

به فیض‌بخشی ابر بهار باید و نیست



چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق

تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست



کجا به صحبت پاکان رسی که دیده ی تو

به سان شبنم گل اشکبار باید و نیست



رهی به شام جدایی چه طاقتیست مرا

که روز وصل دلم را قرار باید و نیست



رهی معیری

هادی
هادی
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

هادی
هادی
سلام
صبح همگی بخیر

هادی
هادی

حال مرا دید و كمى آهسته تر رفت
با من مدارا كردنش را دوست دارم..!

هادی
2f5bc70c04ab7745d8daa6ec947f183f-425 هادی
در کجا علم سخن یاد گرفتی که هنوز
ظاهرا معنی برگرد! نمیدانی چیست؟!

هادی
هادی
شعری از دوست عزیزم و شاعر بزرگ کشورمون آقای محمد شکری فرد رو تو دیدگاه اول قرار دادم پیشنهاد میکنم بخونینش

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو