TiMaReStAn Synaa

گروه عمومی · 19 کاربر · 3517 پست
تُــــ
00009ToDarGalbam.jpg تُــــ
تو در قلبم به پا کردی ز بی مهری چه آشوبی

بدی شد پاسخ عشقم جواب آن همه خوبی

تو را تاج سرم کردم خودم را خاک پای تو

ندانستم تو از سنگی ندانستم تو از چوبی

تو رفتی و رها کردی مرا در بهت و اندوهم

ندیدی زخم این دل را از آن غمها که می کوبی

به ناحق رد شدی از من به دنبال چه می گردی

بدان این را نمی یابی تو دیگر عشق مرغوبی

به من گفتی که می بازم بدون شک وتردیدی

به ظاهر برده ای اما در این دعوی تو مغلوبی

نشسته از فراق تو بر این سینه غبار غم

چه می شد جان من آخرغبار از سینه ام روبی

تو را می خواهمت گرچه نماندی با دلم یکدم

ببین با این همه ظلمت تو در قلبم چه محبوبی



یلدا راد

تُــــ
443.jpg تُــــ
گرچه در عشق تو چندیست مردد هستم

باز بین همه عشاق سر آمد هستم



تو به دنبال رسیدن به نباید هایی

من به فکر شدن هر چه که باید هستم



گفته ای خوبی و من بد شده ام، حرفی نیست

خوب من باش و حلالم کن اگر بد هستم !



با همه خوب و بدم باز قبولم داری ؟

یا که از چشم تو افتاده ام و رد هستم؟



دل بریدن ز نگاه تو محــــــــال است محـــال

گرچه در عشق تو چندیست مردد هستم...



مرتضی قلی زاده

تُــــ
images.jpg تُــــ
از سوز و ساز و حسرت و از داغ دل پُرم

محزون تر از کمانچه ی کیهان کلهرم



داغم چنان که شعله ی فریاد و دودِ داد

پنهان نمی شود به قبای تظاهرم



آبم ولی به آتش خود نیستم جواب

نانم ولی به سفره ی خود، سخت آجرم



شعرم که جز به روز سرودن نمی‌رسم

بغضم که جز به درد شکستن نمی‌خورم



نفرین به من که خلق، مرا رشته‌های مهر

یک یک بریده اند، ولی من نمی برم



من مثل اشک، منتظر پلک هم زدن

مثل حباب منتظر یک تلنگرم !





مرتضی لطفی

تُــــ
photo_2019-04-21_17-37-18.jpg تُــــ
عاشق‌شده‌ام بر تو تدبیر چه‌فرمایی؟
از راه صلاح ‌آیم یا از در رسوائی؟

تُــــ
photo_2019-04-20_22-06-57.jpg تُــــ
گفت : بی معرفت !
چجوری عواطف و خاطرات را قورت دادی؟
هسته‌ی آلبالو که نبود ...

عباس معروفی

تُــــ
Photos-of-Shahriar-6.jpg تُــــ
گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیست

حتی گره اخم خدا واشدنی نیست



از حاصلضرب من و تو عشق بپا شد

از خاطره ام عشق تو منها شدنی نیست



من با تو، همیشه همه جا ما شدنی بود

من با تو شدن، ایندفعه گویا , شدنی نیست



آغوش من و عشق تو و لحظه ی دیدار

رویای قشنگیست و اما شدنی نیست



از دوری هم، هر دو چه بیمار و خرابیم

اندازه ی این عشق که معنا شدنی نیست



پایان کلامم، من و تو، آخر این شعر،

با وصله و اصرار و دعا... ماشدنی نیست



مرتضی مهرعلیزاده

تُــــ
images (7).jpg تُــــ
زندگى در نهايت رها كردن و فراموشيه ولى چيزی كه بيشتر از همه درد آوره اينه كه فرصت خداحافظى نداشته باشى ...!

تُــــ
photo_2019-04-20_21-58-13.jpg تُــــ
دیگران را اگر از ما خبری نیست
چه باک نازنینا تو چرا بی خبر از ما شده ای ...!

تُــــ
تُــــ
@Elahe سلام بر منم:دی:قلب{-44-}{-20-}{-20-}{-20-}{-20-}{-20-}

تُــــ
images (6).jpg تُــــ
تو زمان دارى،فرصت دارى،هنوز ميتونى اشتباهاتو جبران كنى اگه واقعا بخواى!
تو باارزشى،مهمى...حداقل واسه خودت!
و كى از تو باارزشتر؟
نذار اين دنيا با كشتن ارزوهات تورو از اين حقيقت كه همه روياها ميتونن به واقعيت تبديل بشن دور كنه!
تو مسئولى!تو نسبت به همه دنيا مسئولى...
بايد به تك تكشون نشون بدى كه چطور خواستن برابره با تونستن!

تُــــ
images (5).jpg تُــــ
میدونی بعضی وقتا تنها راهش اینه که وایسی و کنی تا همه چیزو درست کنی ...
باید و هاتو نگه داری واسه روز مبادا ...!
از همون روزا که هیچوقت نمیاد ...!
باید باشی ...
میدونی،
دلتنگ ترین و تنهاترین آدم روی زمین هم که باشی،
بازم باید زندگی کنی ...
اونجوری نگام نکن،
این یه حقیقته ...
زندگی کن،
فقط همین ...

تُــــ
images.jpg تُــــ
هزار صحبت ناگفته در نگاه من است
ولی دریغ که این شوق در نگاه تو نیست

علیرضا بدیع

تُــــ
0Kist_Emshab.jpg تُــــ
کیست تا امشب وجود ماه را باور کند

با دلم همراه باشد، راه را باور کند



علت عاشق شدن یک لحظه دیدارست و بس

کیست تا این لحظه ی کوتاه را باور کند



گرگ ها دیشب برادر های او را خورده اند

کیست حالا یوسف در چاه را باور کند



آینه وقتی که چشمان مرا پر آه دید

آنقدر خندید تا این آه را باور کند



زندگی بی تو شبیه مردن و جان کندن است

کاش مردی بود این اکراه را باور کند



مرتضی کرامتی

تُــــ
09351402602_57_.jpg تُــــ
هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم

ولی بدون تو مهتاب را نمی خواهم



برای آمدنت گرچه راه کوتاه است

هنوز هم که هنوز است چشم در راهم



سلام ... روز قشنگی ست ... دوستت دارم ...

چقدر عاشق این جمله های کوتاهم



هوای بودن یک عمر با تو را دارم

منی که دلخوش دیدارهای گهگاهم



برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط

اسیر سخت ترین زخم های جانکاهم



بدون تو همه ی لحظه ها به این فکرند

که تیغ را بگذارند بر گلوگاهم



مرتضی کردی

تُــــ
419618_193563594120258_367127430_n.jpg تُــــ
بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت

سخت دلتنگم برای اخم و دعوا کردنت



عطر خوبی می زنی از در که بیرون می روی

دلخورم از این همه خود را فریبا کردنت



گفتم آیا خسته ای از زندگانی پیش من؟

سخت رنجیدم من از اینگونه حاشا کردنت



گفتمت میل سفر دارم تو گفتی صبر کن

خسته ام، دلخسته از امروز و فردا کردنت



می شنیدم دیشب آن لحن پر از افسوس را

صورت گریان و آن آه و دریغا کردنت



می هراسم از نگاه خیره تو سمت در

رنگ حسرت دارد آخر این تماشا کردنت



با زبان بی زبانی حرف خود را گفته ای

می روم دیگر نمی خواهم مدارا کردنت





مرجان علیشاهی

صفحات: 6 7 8 9 10

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو