TiMaReStAn Synaa

گروه عمومی · 13 کاربر · 2928 پست
【wolf】
【wolf】
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم،
- می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
- که مرا
زندگانی بخشد
چشم های تو به من می بخشد
شورِ عشق و مستی
و تو چون مصرعِ شعری زیبا
سطرِ برجسته ای از زندگی من هستی.

【wolf】
【wolf】
هربیت این اشعار را مدیون چشمان توام

اینبار نه ،هربار را مدیون چشمان توام



باآنکه صورت را کند گلخنده زیباتر ،ولی

چشمان گوهربار را مدیون چشمان توام



چون نیش قبلا میزدم،طعم زبانم تلخ بود

شیرینی گفتار را مدیون چشمان توام



درکوچه ی بن بست عشق،تیر تو درقلبم نشست

آن نقش بر دیوار را مدیون چشمان توام



مدیون چشمان توام ازبخت بد آزار را

ازبخت بد آزار را مدیون چشمان توام



مهدی زکی زاده

【wolf】
【wolf】
عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد

گرچه چشمان مرا دوری تو دریا کرد



درخودم گم شده بودم که رسیدی باعشق

غافل از خودشدنم در تو مرا پیدا کرد



بی تو یک عمر لبم بر سخن مبهم بود

آمدی نام تو خط لب من معنا کرد



مَثَلِ شوق تماشای تو و سوختنم ...

شعله ی شمع به پروانه ی بی پروا کرد



زیر چشمی به تو هر بار نگاهم افتاد

رنگ رخساره مرا پیش همه رسوا کرد



خواستم توبه کنم از تو که ترکم کردی

عشق در گوش دلم نام تو را نجوا کرد



آدمیزاده ی اخراجی ام از کوی بهشت

دلخوشم-حضرت حق- با نفس حواکرد



در نفس های خود اعجاز مسیحا داری

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد



مهدی زکی زاده

【wolf】
【wolf】
قدری آهسته...دلم پشت غزل جامانده

دلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ وامانده



می دوی تند ،جوانی و ندارد نفسی

دلِ از تاب و تب افتاده و تنها مانده



جریان داری و تقدیر و قضا یار تواند

دل من ماهیِ دور از لب دریا مانده



روبروی تو درِ باغ خدا بازاست و ...

دل من دردل خشکیده ی صحرا مانده



قدری آهسته که دیدار تو حتی از دور

دردلم آتش عشقی ست که برپا مانده



قدراین یک غزل ای کاش کنارم باشی

می روی...سخت نگیر...سهم تو- فردا-مانده





مهدی زکی زاده

【wolf】
【wolf】
با سیلی از شعر امده ام...یوهاهاهاااا:دی:خنده:خنده
:دود:دود:دود

【wolf】
【wolf】
منم که گام می زنم همیشه در مسیر تو

بدون تو کجا رود کسی که شد اسیر تو؟!



همیشه سرپناه تو حریم دستهای من

همیشه سایبان من، نگاه سربه زیر تو



تمام آن چه هست در اتاق، گوش می شود

به گوش تا که می رسد صدای چون حریر تو



نگاه من که از تبار آسمان و آینه است

هماره خیره مانده بر شکوه چشمگیر تو



تو نیستی و غنچه های خانه دل گرفته ا ند

کجاست در حریم خانه عطر دلپذیر تو؟



من آخر ای صدای سبز عشق، کوچ می کنم

از این سکوت یخ زده به سوی گرمسیر تو!



یدالله گودرزی

【wolf】
【wolf】
این دو روزو چیکار کنیم؟؟؟{-1-}{-2-}{-2-}{-2-}{-30-}

【wolf】
【wolf】
@payam158 {-2-}{-41-}{-41-}{-41-} [لینک ]

a
a
دلتنگی

تنها نصیب من بود

از تمام زیبایی هایت…

_

a
a
مثل باران های بی اجازه

وقت و بی وقت

درهوایم پراکنده ای

و من بی هوا

ناگهان خیسم از تو ...!

a
a
می آیی ، می روی

و فقط یک سلام و گاهی یک خداحافظی نه …

این انصاف نیست

من و یک دنیا عشق

تو و یک دنیا بی تفاوتی…

a
a
گاهی از کسی عشق را میآموزی

از کسی دیگر تنفر را

امان از روزی که از یک کس هر دو را بیاموزی

آن روز، روز مرگ دل و احساست است

a
a
درد دارد تو باشی و دلم نلرزد…

درد دارد که دلتنگی عادت شود…

میبینی….

هر روز در نبودنت میمیرم….

و

روز بعد…

شعری زاده میشود که نمیشناسمش…

آری…

درد دارد…

درگیر کسی باشی که…

درگیر تو نیست…

【wolf】
【wolf】
@Hamed_R -بیتر ادب- بیترادبع بی عبضیه بی کفاصطه چیز:عصبانی-عصبیم-
{-93-}{-70-}{-66-}{-87-}{-184-}{-194-}{-195-}{-183-}{-183-}{-183-}

【wolf】
【wolf】
آن کیست که چشمانِ تری داشته باشد؟

تا بر سرِخاکم گذری داشته باشد؟!


بر گور ِمن ای دوست به دنبال چه هستی؟!

هیهات! که این خانه دری داشته باشد


هنگامِ دریدن شد وشمشیر مهیاست

کوآن که دراینجا جگری داشته باشد؟


بی هیچ گمان منتظر بو سه ی تیغ است

هر کس که دراین راه، سری داشته باشد!



سر می زند از آن سوی این قافله خورشید

آری! اگر این شب سحری داشته باشد


ما گمشده در گمشده در گمشده هستیم

"شاید کسی از ما خبری داشته باشد!"


یدالله گودرزی
@lost{-2-}

صفحات: 13 14 15 16 17

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو