TiMaReStAn Synaa

گروه عمومی · 13 کاربر · 2928 پست
【wolf】
【wolf】
باشـد بـــرو بـعــد از تـــو هـم مـن می تـوانـم

سـرشـار از عـشـق و پــر از شـادی بـمـانــم،



این اشک ها از شـوق یک فصل جدیـد است

دارم تـــو را از چـشـم هـایــم می تــکــانــم



حـالا رهـایــم از تـــو می خـواهــم از امــروز

قــدر تـمــام لـحـظـه هـایــم را بـدانــم



بــیـــزار بــودم از بـه امــیــد تــو بــودن

ایـنـکـه تــو مجـبـورم کـنـی شـاعـر بـمـانـم



یـادت می آیـد حـرف شـیـریـنـم تــو بـودی

مـثـل شکـر حـل می شدی در استکانـم؟



دیـدی چـگـونـه روی لـب هایـم تـرک خورد

شعـری که می شد از تـه قـلـبـم بخوانـم؟



بـاشـد بــرو حـالا کـه احـسـاسـی نـداری

بـاشـد بـرو بـعـد از تــو هـم مـن می توانـم ...





شیرین خسروی

【wolf】
【wolf】
جایی نرو ! بچرخ فقط در مدار من !
ای ماه …! ای ستاره ی دنباله دار من

باید جهان و نظم قدیمش عوض شود
هر کار می کنم که تو باشی کنار من

دادم عنان زندگی ام را به عشق تو
از اختیار عقل گذشته است کار من

چون سنگ کوچکی ته یک رودخانه ام
اینگونه است در غم تو روزگار من

حالا بیا و مثل نسیمی عبور کن
از گیسوان مضطرب بی قرار من

حالابیا و ساده ترین حرف را بزن
پایان بده به سخت ترین انتظار من …!!


شیرین خسروی

【wolf】
【wolf】
بگذار مثل کاغذی تاخورده باشم

پروانه ای لای کتابی مرده باشم



ای زندگی! آخر در آغوشش کشیدم

باید چه چیزی بر سرت آورده باشم...



حتی تصور هم نمی کردی که یک روز

از آدمی مانند او دل برده باشم



یادش پر از لبخندهای بی دلیل است

اخر چرا از رفتنش آزرده باشم



مثل غباری شاد باشم یا بخواهم

یک قله اما ساکت و افسرده باشم



مادر چرا شیون؟ مگر تا یاد او هست

من می توانم؟ می توانم مرده باشم؟



شیرین خسروی

【wolf】
【wolf】
{-128-}{-128-}{-128-}{-128-}{-128-} [لینک ]

【wolf】
【wolf】
{-128-}{-128-}{-128-}{-128-}{-128-} [لینک ]

【wolf】
【wolf】
وقتی نداری طعمه تا آهو بگیری

باید فقط با یاد چشمش خو بگیری



سخت است جای آن کسی که دوست داری

در خلوت خود در بغل "زانو" بگیری



از حسرتش کارت به جایی می کشد تا

قانع شوی از او دو تار مو بگیری...



وقتی که دل دادی چه وصلش، چه فراقش

زشت است آنچه داده ای از او بگیری



از روی تو چه آرزوها در دلم بود

از بخت بد باید که از من رو بگیری!



علی حیات بخش

【wolf】
【wolf】
دوبارع سرماخوردگی:|:خخخ:خخخ:خخخ

【wolf】
【wolf】
خدا به حق دل عاشقان سرگردان

مرا به آنچه که بودم دوباره برگردان



به کد خدایی آبادی به دور از عشق

نه این رعیّت خانه خراب و سرگردان



یقین که عشق و غمش حکم نان انسان است

ولی امان که اگر در گلو بماند نان



جناب عشق عجب باغبان بی رحمی است

دو لاله چیدن از آن باغ و این همه تاوان!



به قدر قدرت هر کس ستم سزاوار است

مگر که بید چه دارد برابر طوفان



خدا بریده ام از عشق و زندگی دیگر

به آیه آیه توبه به جان الرحمان



علی حیات بخش

【wolf】
【wolf】
خیلی بدین:( همتون یه زبونه دیه غیرع فارسی دارین:اشک پس من چی؟!:اشک:اشک:اشک{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}@Taheram {-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118

【wolf】
【wolf】
یک لحظه زندگی تو از دست می رود

وقتی کسی که هستی ِ تو هست، می رود



شاید که اندکی بنشـیند کنار تو

اما کسی که بار سفر بست، می رود



کی می شود برابر تصمیمش ایستاد؟

تیری که بی ملاحظه از شست می رود



آن کس که دل بریده، تو پا هم ببرّی اش

چون طفلی از کنارتو با دست می رود!



"رفتن" همیشه راهِ رسیدن نبوده است

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود...



علی حیات بخش

【wolf】
【wolf】
چه می شد هستی ام گل بود تا از شاخه بردارم

که محض لحظه ای لبخند ، در دست تو بگذارم



جوانی ام ، غرورم ، آبرویم ، آرزوهایم...

تمام آنچه را که از خودم هم دوست تر دارم



اگر از من بپرسی ، عشق "راز مطلق" است، اما

تماماً عشق تو پیداست در اجزای رفتارم !



یقین ای دورِ سوسو زن ! تو هم دیری نمی پایی

چنان که من سراغ از آسمان تار خود دارم



فقط در لحظه هایم باش ، بی دیدار ، بی منّت

نه اینکه آدمم ؟ قدری هوا را هم سزاوارم !



بگو با که ، کجا ، سر می گذاری تا بدانم که

کجا ، تنها ، سری بر زانوان خویش بگذارم



علی حیات بخش

چع قشمنگ بوووود{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
گیرم فرامـوشت کنم ، در گیر و دار روزها

اما چه با قلبم کنم ؟ با دردها ، با سوزها ...



گیرم که خاموشت کنم با اشک های خود ، ولی

من را به آتش می کشد دلداری دلسوزها



با شوق یک فردای خوش ، راحت نفس خواهم کشید

اما اگر رخصت دهد این بغضِ از دیروزها



راهی به پهنای جهان هم باز باشد باز هم

پابند بام خویشتن هستند دست آموزها



فتح بلندای وصال ، یعنی شروع بازگشت

ای عشق ! ما را خط بزن از دسته ی پیروزها



علی حیات بخش

【wolf】
【wolf】
نمیخااااام:اشک:اشک:اشک:اشک:اشک

【wolf】
【wolf】
هوا بدون شما حاصلش نفس دردست

ببین که دوریتان بر سرم چه آوردست



چه فرق می کند اردیبهشت و آذر ماه ؟ !

که هر چه بی تو بروید به چشم من زرد ست



همیشه من و خیالت کنار هم زوجیم

اگرچه هر که بگوید به من که" یک " فرد است



وفا به عشق کسی که کنون کنارت نیست

رویه ایست که در منطق هوس طردست



ز دست بخل زمانه نمی چکد آبی

بگو چگونه بگیرم تو را از این تردست؟!



بیا! برای تو شعرهای ساده می خوانم

فقط نپرس که لیلی زن است یا مردست!





علی حیات بخش

【wolf】
【wolf】
هر آنچه پای درختانم آب می گیرم

فسرده برگی و زردی ، جواب می گیرم



من از قبیله ی دلدادگان ِ بی خوابم

که دست دلبر خود را به خواب می گیرم



امید من به وصالت ، امید آن مردی است

که گفت ماهی ِ سرخ از سراب می گیرم



چنان وجود مرا رنجه کرده این دوری

که در کنار تو هم اضطراب می گیرم



ولو به ثانیه ای سهم دست هایم باش

به قدر این که ببینم حباب می گیرم



علی حیات بخش

صفحات: 9 10 11 12 13

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو