×_×

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

کاربران فعال امروز

برچسب‌های کاربری

TiMaReStAn Synaa

گروه عمومی · 12 کاربر · 2138 پست
【wolf】
【wolf】
وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفت

با من تمام عالم و آدم عزا گرفت



شب های بی تو ماندن و تکرار این سؤال :

این دلخوشی ِساده ی ما را چرا گرفت؟



درچشم های تیره ی تو درد خانه کرد

در چشمهای روشن من غصّه پا گرفت



هی گریه پشت گریه و هی صبر پشت صبر

هر کس شنید قلبش از این ماجرا گرفت



بعد از تو کار هر شب من جز دعا نبود

هی التماس و گریه و هی نذر....تا گرفت



حالا که آمدی چه قَدَر تلخ و خسته ای

اصلا! خدا دوباره تو را داد ؟یا...گرفت؟
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
هی شمع روشن می­ کنم وقتی که خاموشی

وقتی نگاهت پر شد از حس ِ فراموشی

یک شهر رو در روی تو آغوش وا کرده

انگار از عطر غریبی­ هاش مدهوشی

تو! شهر فانوسی و خورشیدی و مهتابی

من روستایی غرق غصه، رو به خاموشی

حس حسادت دارم اما سختگیری نیست

وقتی تو با لبخندهای تازه می­ جوشی

حسی شبیه ترس رخنه می­ کند در من

وقتی که کفشِ رفتن­ات را زود می ­پوشی

سرد است بی تو تا ابد شب­ های تنهایی

وا کن میان خواب من، گرمای آغوشی

دل می ­بری از من همین که برف می­ بارد

تا پالتویی را به رنگ سال می ­پوشی...
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
فصل فصلِ نوشتن سوگ وُ حسّ وُ حالم شبیه عاشوراست

باید امشب به جای هئیت­ ها در تهِ کوچه ­ها حَرم بزنم

باید امشب عمیق گریه کنم، تا عزادار قابلی باشم

باید امشب بدون رویایت، تشنه بر سینه وُ سرم بزنم

قول دادم که بعد تو شخصاً، وارثِ کُلِ غصه­ ها باشم

سندش را به نام خود کرده ، روی آن مُهر درد وُ غم بزنم

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
پریدی از من و رفتی به آشیانه‌ی کی؟

بگو کجایی و نوک می‌زنی به دانه‌ی کی؟



هوای گریه که تنگ غروب زد به سرت

پناه می‌بری از غصّه‌ها به شانه‌ی کی؟



شبی که غمزده باشی تو را بخنداند

ادای مسخره و رقصِ ناشیانه‌ی کی؟



اگر شبی هوسِ یک هوای تازه کنی

فرار می‌کنی از خانه با بهانه‌ی کی؟



تو مست می‌شوی از بوی بوسه‌ی چه کسی؟

تو دلخوشی به غزل‌های عاشقانه‌ی کی؟

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
عشق در تو در شما در من چه فرقی می کند

خا ربا گل شیشه با آهن چه فرقی می کند

با اشارتهای ابروی تو مجنونم هنوز

عاشقی شرط است مرد وزن چه فرقی می‌کند

گاهگاهی اشکهایت را حسادت می کنم

بوسه بر چشم ولب وگردن چه فرقی می کند

«یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور»

از تو باشد شال وپیراهن چه فرقی می کند

کلبه احزان ما را با گلستان کار نیست

بعد تو اینها به حال ما چه فرقی می کند

سنگ قبرم را بخوانید " آب چون از سر گذشت "

یک وجب با صد وجب اصلاً چه فرقی میکند
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
شب به پایان نمی رسد انگار

با دل پاره_پاره اشک بریز

بنشین پای شعر تا فردا

با همین چارپاره اشک بریز
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
پر شو از حرف های ناگفته

خفه شو هی زبان به کام بگیر

صبر کن اعتراض وارد نیست

سرِ دردِ خودت بمان و بمیر

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
هر چه جز بارِ غمت بر دلِ مسکین منست

برود از دلِ من وز دلِ من آن نرود

آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود از دل و از جان نرود

" حافظ "
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
چَشم وا کردم از تو بنویسم

لای در باز و باد می آمد

از مسیری که رفته بودی داشت ...

موجی از انجماد می آمد
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست

شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم ، توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست

وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست

می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
زودتر از من بمیر!
تنها کمی زودتر
تا تو آنے نباشے که مجبور استـــ
راه خانه را تنها برگردد... {-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
کاش میشد عشق را آغاز کرد
با هزاران گل یاس آن را ناز کرد
کاش میشد شیشه غم را شکست
دل به دست آورد نه اینکه دل شکست

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
چقدر سفت شده است پدال دوچرخه دونفره عشقمان
یا من خسته شدم یا به سربالایی رسیدیم
شاید هم تو دیگر رکاب نمی زنی … !{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
تو حآل آدمی که زیر بآرآن آتش می گیرد
رآ نمی فهمی....{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
آلزایمر اونجاش که کسی نباشه داروهات رو به وقتش بهت بده و خودت گاهی یادت بیوفته و همون گاهی داروهات رو بخوری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

صفحات: 9 10 11 12 13

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو