TiMaReStAn Synaa

گروه عمومی · 13 کاربر · 2928 پست
【wolf】
【wolf】
که گفـته با من عاشق همیشه بسـتیزی؟

مگــــــر تـو دخـتــر ایـل و تبــــار چنگــیزی؟

شراب و شهـد و شکر محض دیگران امــــا

به ظرف سینه ی من زهر اخم مـی ریزی!

چه بی ملاحـظه گفتی در آخــرین پاسخ :

برای عشــق بزرگــم حقـــــیر و ناچـــیزی

مقــــابل همــه فصــل بهــــــار و گل ریزان

به من که می رسـد انگـار فصـــل پایـیزی

برای بنــد محبـــت میـانمــــــان هــــر روز

شبـیه چـاقــوی زنجـــــان بـرنـده و تیــزی

به اعتقـاد من اینگــونه از محـــالات است

بیـــایی و به هـــوای دلــــم در آمـیـــزی !



جواد مـزنـگــی

【wolf】
【wolf】
با تو می مانـَم که از نـام تو دل آذیــــن شود ...

تا که شرح عشقمان یک قصـــه ی دیرین شود

آنـقَـدَر شــور از دلـم صَــــــرفِ نگــاهــت میکنم

تا تمــام تلخـی چشمـــــــان تـو شیــرین شود

آنچنـــان پـــرشـــور میـرقصــم کــه از تـأثیــر آن

مـوجِ موهــــایِ تو هـــم یکـجــور آهنگــین شود

مطـمئنــم هـــــم زمــــان بـا دیــدنِ لبخـــندِ تو

چشمهــایم روبــروی هــر غمـــی رویـین شود

جالب است اینکه : فقـط کافیـست تا نام تو را

بر زبان آرم کـــه از آن خـــانه عطـــرآگیـن شود

« دوستَت دارم » اگر جــزوِ گنــاهان من است

دوست دارم تا گنـاهم باز هـــم سنگین شود !



جواد مـزنـگــی

【wolf】
【wolf】
پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک
به گمانم که بمیرم، تو بگویی به درک


به هوای تو دلم یکسره، آرام و یواش
می کشد از سر دیوار حیاط تو سرک


مدتی هست که فهمیده ام آن خنده ی تو
در خودش داشته مجموعه ای از دوز و کلک


تا که من دق کنم از غصه، برایش هر روز
می کشی سرمه و سرخاب و سفیداب و زَرک


رنگ و رویم شده از تندی اخلاق تو زرد
شده ام لاغر و پژمرده، لبم خورده ترک


دوستی گفت: "گمانم که به این حالت تند
عاشقی را زده در خانه ی قلب تو محک"


"دوستت دارم" و با گفتن آن صدها بار
داده ام دست دل سنگ و سیاه تو گَزک


گفته بودی که شکایت نکنم...چشم! دعا:
حافظت دست خدا باشد و اَللهُ مَعک



جواد مزنگی

【wolf】
【wolf】
بفرما ؛ آخرش این شد ؛ هزاران شهر دور از هم

دوتامان غرق تنهایی و محو حالتی مبهم



خیالت خام شد ؛ بردند از ما مهربانی را

حواست پرت شد ؛ خشکید باغ عشقمان کم کم



فراق اینجاست می بینی؟ اگر دقت کنی حالا

جدایی را نگاه کینه توزت کرده ؛ خاطر جَم



از آن وقتی که خودخواهی به دنیامان فرود آمد

گمانم غصه ی دوری نشسته در دل آدم



تو گفتی راستی را دوست می داری ولی آخر ـ

تمام قول هایت شد ؛ شبیه منحنی ها ؛ خَم



پُر از زهرند انگاری عسل ها در نبود ِ تو

شراب ناب هم انگار مخلوط َ ست با یک سَم



پس از تو حال من خوب است ؛ یک تصویر می خواهی؟

شبیه ساعتی بعد از وقوع زلزله در بَم









جواد مزنگی

【wolf】
【wolf】
می روم شاید کمی حال شما بهتر شود

می گذارم با خیالت روزگارم سر شود



از چه می ترسی ؟ برو دیوانگی های مرا

آن چنان فریاد کن، تا گوش عالم کر شود



می روم، دیگر نمی خواهم برای هیچ کس

حالت غمگین چشمانم ملال آور شود



باید این بازنده هربار- جان عاشقم-

تا به کی بازیچه این دست بازیگر شود؟



ماندنم بیهوده است، امکان ندارد هیچ وقت

این من دیرین من، یک آدم دیگر شود



شیرین خسروی

【wolf】
【wolf】
بوی لباس های تو این روزهای سال
عطر شکوفه های انار است و پرتقال



این جا نشسته ام لب ایوان و خسته ام
در من فشرده ی همه ی ابرهای سال



تنگ بلور آب و دوتا ماهی سیاه
مانند چشم‌های زلال تو بی‌خیال



قند و سکوت در دهنت آب می شود
فنجان تو پراست از این واژه های لال



مثل همیشه می رسد این روزها فقط
از تو به من ملامت و از من به تو ملال


بوی شکوفه ها همه جا را گرفته است
با خاطرات تو همه ی روز و ماه و سال



آه ای بهار! پنجره ی خانه را ببند
بگذار تا نفس بکشم در زمان حال



"شیرین خسروی"

【wolf】
【wolf】
در طالعم نبود که با تو سفر کنم
رفتم که رنج های تو را مختصر کنم



این روزها سکوت من از ناتوانی است
من کیستم که از تو بخواهم حذر کنم؟

هرگز مباد این که بخواهم به جرعه ای
طعم زبان تلخ تو را بی اثر کنم

آن قدر دور می شوم از چشمه های تو
تا باغ را به دیدن تو تشنه تر کنم

آن وقت با خیال تو یک رود می شوم
تا با تو از میان درختان گذر کنم

جان در ازای بوسه ی تو...حاضرم که من
بازنده ی معامله باشم، ضرر کنم

هرگز نخواستم که به نفرین و ناله ای
از ظلم تو زمین و زمان را خبر کنم

دارم به خاطر تو از این شهر می روم
شاید که دیدمت نتوانم حذر کنم





شیرین خسروی

【wolf】
【wolf】
حکایت ادارات ایران:

_آقا امروز کارت انجام نمی‌شه
+چرا!؟
_مسئولِ منگنه نیست منگنه رو بیاره

+منگنه کجاست مگه؟

_تو اون اتاق!
+خب من می‌رم میارم
_نه باید خودش باشه !:|:وای

【wolf】
【wolf】
یــک روزی ..
بـه هـــر دلـــیلی ..
اگــر از تــه ِ قــلب ِتـــان خــندیــدیــد ..
لطـــفـا”،
بـــرای ِ من هـــم تـــعریــف کنـــید !

【wolf】
【wolf】
یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار آشنا شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتت رو بده من بخونم!
از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتن یه دفتر خاطرات تقلبی براش، من وظیفه قدیمی جلوه دادنش رو داشتم...، 10 جور خودکار واسش عوض کردم، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگه هاش...، چایی ریختم روش... مژی هم تا می تونست خودش رو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انسانیت برام مهمه و... بعد از یک هفته کار مداوم، دفتر خاطرات رو بُرد تقدیم ایشون کرد. آقا پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت: منو چی فرض کردی؟
این که سالنامه 1397 هست! تو 5 ساله داری توی این خاطره می نویسی؟ و این گونه بود که مژی هنوز مجرد است!{-15-}{-15-}
{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}

【wolf】
【wolf】
چیزی که منو خسته میکنه زندگی نیس آدمایه زندگیع !!

【wolf】
【wolf】
همیشه پیدا میشوند کسانی که ثابت کنند عشق، یک احساس اساطیری و فرازمینی نیست، بلکه چیزی شبیه به لذت خوردن یک بستنی در ظهرگاه مردادست. اگر آن بستنی را نخوریم اتفاق بدی نخواهد افتاد، اما هوای گرم ما را مجاب میکند، آنقدر به مزه شیرین و دمای زیر صفر درجه آن فکر کنیم که بی اختیار راه بستنی فروشی را پیش بگیریم.
اما همیشه هستند کسانی که نشان دهند به جای خوردن یک ظرف بستنی، می توان یک لیوان آب خنک را سر کشید، لیوان را روی میز گذاشت و رفت!!

【wolf】
【wolf】
علایق اینجانب

-ورزش مورد علاقه: تمرکز نشسته
- میوه مورد علاقه: نارنگی پوست کنده
- روز مورد علاقه: جمعه
- شغل مورد علاقه : بازنشستگی
- غذای مورد علاقه : غذای آماده
- مناسبت مورد علاقه: تعطیلات رسمی و غیر رسمی
- فعالیت اوقات فراغت: خوابیدن
- کفش مورد علاقه : بدون بند
- لباس مورد علاقه: بدون دکمه
- رنگ مورد علاقه : چرک تاب
- مدل مبل مورد علاقه: راحتی
- پارچه مورد علاقه: بشور بپوش
-کمر شلوار مورد علاقه: کشی
- تکیه کلام مورد علاقه: باشه حالا بعد
- شیرینی مورد علاقه : راحت الحلقوم
- ظروف مورد علاقه : یکبار مصرف
- ضرب المثل مورد علاقه : عجله کاره شیطونه
- برنامه ریزی زندگی: بموقش یه طوری میشه
- لطیفه مورد علاقه: چون قبلا شنفتی دیگه نمیگم
- تصمیم مهم موقع عصبانی شدن: لامصبا یه کاری بکنین{-15-}{-15-}
{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}

【wolf】
【wolf】
شب خوش{-110-}{-110-}

【wolf】
【wolf】
کامنت اول{-15-}{-62-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}

صفحات: 8 9 10 11 12

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو