حـس نـویـس . . .

گروه عمومی · 7 کاربر · 938 پست
گـمـشـده
IMG_20181012_072648_140.jpg گـمـشـده
⇍من تو زندگیم هیچوقت§

⇍از کسی ناراحت نمیشم §

⇍فقط بیصدا میشکنم§

⇍و کنار میکشم§

⇍این خصوصیت منه§

گـمـشـده
گـمـشـده
دفترچه تلفن من ...
پر از اسم های جور واجوره!
اما وقتی دنبال کسی می گردم که ...
باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم ...
می بینم که به صورت مفتضحانه ای ...
هیچ کس رو ندارم ...
و اون اعدادی که جلوی اسم ها نوشته شده ...
مثل اعدادی که روی یه چک بی محل نوشته شده ...
بی ارزش و مسخره هستن!





گـمـشـده
IMG_20181012_072149_130.jpg گـمـشـده
وقتی بهشت لباس پاییزی تنش میکنه...

جاده پاییزی زیبا در شهر اشنویه آذربایجان غربی:)

گـمـشـده
گـمـشـده
زمانی پخته می شی که می فهمی نیازی نیست به هر چیزی واکنش نشون بدی یا به هر حرفی جواب بدی...:خسته

"مازیتوفسکی"

گـمـشـده
گـمـشـده
منم خیلی دوس دارم جای خالیم حس بشه
ولی متاسفانه همیشه هستم:خسته

گـمـشـده
گـمـشـده
از یه جایی به بعدم
نه شوق موندن داری نه پای رفتن
میمونی تا یه روز تموم بشی …: )

گـمـشـده
IMG_20181012_071553_588.jpg گـمـشـده
در کوچه باغ تنهایی ام...
آهسته ترقدم بزن...
سال هاست...
دلم جامانده ...
روی سنگفرش های آغشته به برگ...
جا مانده...
زیر برگ های پاییز...
آهسته تر قدم بزن !


گـمـشـده
گـمـشـده
دلم گرفته است..
دلم گرفته است..
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانیِ گنجشک ها
نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست........



گـمـشـده
گـمـشـده
گاهی حق دارید از عشقی که بی دریغ ورزیدید
و قدرش را ندانستند دلتان بگیرد.
می توانید عشقتان را کم کنید.
یا حتی اگر دیدید نمی توانید تحمل کنید،
دستِ بودنتان را بگیرید و به نقطه ای دور از دلِ آدم ها
سفر کنید.
زیرا عشقی که بی پاسخ بماند ، مثل سمی کشنده است.
در گلو بغض میشود
در چشم ها اشک
و در قلبتان "تیر"...


شما حق دارید خودتان را از آدم ها بگیرید
و هیچکس در هیچ کجای دنیا نمی تواند محکومتان کند...


گـمـشـده
گـمـشـده
آدمهای حسود شایعه می سازند
آدمهای احمق پخش میکنن،
و نفهم ها باور...
حرفای پشت سرمون حرف نیست، عقده است!^_^

گـمـشـده
گـمـشـده
بے قرارم ، نتونستم ڪہ آرومت کنم . . .
دلشو ندارم ، نمیتونم فراموشت کنم . . .
بے قرارم ، منو شهرو قدم ، بارون و نم . . .:هعی

... [لینک ]

گـمـشـده
گـمـشـده
من عاشق او میشوم ، او عاشق عشقش:هعی
عاشق همیشه قصه زجر آوری دارد:هعی


... [لینک ]

گـمـشـده
گـمـشـده
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﻫﯿﭻ ﻗﻨﺎﺩﯼ ﻗﻨﺪ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻪ !
ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﻥ ﺟﺰ ﻗﻬﻮﻩ !
کولرگازی و آبی با برق کار میکنن ‌!
ﻫﯿﭻ ﻋﻄﺎﺭﯼ ﻋﻄﺮ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻪ !

سه تار ۴ تا تار دار !
هفت تیر ۶ تا تیر داره !
صائب تبریزی هم اصفهانیه !
اره برقی هم با بنزین کار میکنه !

+ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﯿﺴﺖ که محل غافل گیریه:|

سکوت شب
سکوت شب
اینجا حرف های یک دل است



اینجا غربت و غم است



به سمت من نیا كه با وجودت



درد تنهایی من بیشتر خواهد شد



بگذار رنج تنهایی خود را بكشم



من از زجر كشیدن در خودم لذت می برم



طاقتم زیاداست برای معلولیتم اما



طاقت دردهایی كه فردا بر دل من میگذاری را ندارم



من طاقت رفتن تو را ندارم



به سمت من نیا



با نگاه گیرایت صدایم نكن



من فقط مسافری هستم كه تنها چند روز



در چشمان تو میهمان خواهم بود



زجرهایی كه احساس تو بر دل من خواهند گذاشت را



باخود بردار و از شهر تنهایی من برو



من از احساس میترسم ، مرا ترسانده اند



من از محبت میترسم،مرا ترسانده اند



من از دوست داشتن هراسانم



من تا ابد محكومم به غربت وتنهایی



من به سمت تاریكی ها كشیده شده ام



من قدر روشنایی را نمی دانم



من از شهر دوستیها فراری هستم



من تنها مسافری غریبه در این شهر بی هیاهو هستم و



خوب میدانم كه روزی در همینجا باید مرگ خود را



با دردها و رنجهایم جشن بگیرم



از من دور شو و به سمت من نیا



من زخم كهنه ای بر دل دارم...

سکوت شب
سکوت شب
آدم ها همه می پندارند که زنده اند


برای آنها تنها نشانه ی حیات، عرق گرم هوس هایشان است!


کسی از کسی نمی پرسد:


آهای !


از خانه ی دلت چه خبر؟

صفحات: 10 11 12 13 14

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو