The true girl has changed right

مشخصات

موارد دیگر
مَنـ
858 پست

دنبال‌کنندگان

(24 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

Screenshot_۲۰۱۹۰۴۱۸-۱۸۱۲۴۱_Gallery.jpg 40232254_1850665841715259_1494533475247233085_n.jpg 38833128_241800420002455_6561068955643936768_n.jpg Screenshot_۲۰۱۹۰۴۰۹-۱۸۵۳۴۰_Gallery.jpg
مَنـ
14516194-b.jpg مَنـ
چشم من چشم تو را ديد،ولي ديده نشد

من همانم كه پسنديد و پسنديده نشد

مَنـ
مَنـ
ترسيده اي؟

از كه؟

از جهان؟

من جهانت

از گرسنگي؟

من گندمت

از بيابان؟

من بارانت

از زمان؟

من كودكيت

از سرنوشت؟

من هم از سرنوشت مي ترسم...

مَنـ
مَنـ
اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای

به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای را

مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی

که هیچ دلیلی برای تمام شدن آن نمی دیدی …

مَنـ
مَنـ
شجاعت یعنی بترس،
بلرز ،
اما قدم اول را بردار …
✅ تمام موفقیت های زندگی،
پشت همین قدم اول است …

مَنـ
مَنـ
کم پیدایی چرا سکوتی؟
@sahel

حلما
حلما
من،
دست‌کم تا حدی،
با وحشت تنهائی آشنایم...
نه تنهائی در خلوت،
بلکه تنهائی در میان مردمان..!

باز نشر توسط Elahe
مَنـ
مَنـ
این روزا معمولی بودن خیلی خاصه!

مَنـ
مَنـ
در زندگی از چیزهای زیادی می ترسیدم و نگران بودم تا اینکه آنهارا تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم
❌از تنهایی می ترسیدم!
➕یاد گرفتم خود را دوست بدارم

❌از شکست می ترسیدم!
➕یاد گرفتم تلاش نکردن یعنی شکست

❌از نفرت می ترسیدم!
➕یاد گرفتم به هر حال هر کسی نظری دارد
❌از درد می ترسیدم!
➕یاد گرفتم درد کشیدن برای رشد روح لازم است

❌از سرنوشت می ترسیدم
➕یاد گرفتم من توان تغییر آن را دارم

❌از گذشته می ترسیدم!
➕فهمیدم گذشته توان آسیب رساندن به من را ندارد

❌و در آخر از تغییر می ترسیدم،
➕تا اینکه یاد گرفتم حتی زیباترین پروانه ها هم قبل از پرواز کرم بودند و تغییر آنها را زیبا کرد

مَنـ
مَنـ
چ سکوتی:خسته

مَنـ
مَنـ
گفتند عينک سياهت را بردار...
دنيا پر از زيبايست!!!
عينکم را برداشتم...
وحشت کردم از هياهوي رنگها...
آدمها هزار رنگ ميشوند...
عينکم را بدهيد...
ميخواهم به دنياي يک رنگم پناه ببرم...!!!

مَنـ
مَنـ
دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟
مهمان با مهربانی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونا
یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،
اونوقت دلش میشکنه ...

مَنـ
مَنـ
به سرنوشت بگویید:
اسباب بازی هایت بی جان نیستند،آدمند،میشکنند...
آرامتر...

مَنـ
مَنـ
ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﮔﻔﺖ :
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
مثل آدم بزرگــا؟!
ﭘﺴﺮﮎ
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :
ﻧـــــﻪ ؛ ﻧـــــﻪ !!
ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﮑﯽ ...

مَنـ
مَنـ
می گویند با هر کس باید مثل خودش رفتار کرد !
شما گوش نکنید ، چون اگر چنین بود از منش و شخصیت هیچکس ،چیزی باقی نمی ماند !
هرکس هر چه به سرت آورد فقط خودت باش...
نگذار برخورد نادرست آدمها ، اصالت و طبیعت تو را خدشه دار کند.
اگر جواب هر جفایی ، بدی بود که داستان زندگی ما خالی از آدم های خوب می شد !
اگر نمی توانی آدم خوبه ی زندگی کسی باشی...
اگر برای یاد دادن همان خوبی هایی که خودت بلدی ، ناتوان هستی
اگر خوبی کردی و بدی دیدی...کنار بکش!!! .... اما بد نشو....
این تنها کاریست که از دستت بر می آید...
تو آدم خوبه ی زندگی خودت باش..
و
با وجدانت آسوده بخواب.

مَنـ
مَنـ
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی

از این زمانه دلم سیر میشود گاهی

مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی

صفحات: 10 11 12 13 14

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو